تبلیغات
شوخی با ادم فضاییها - مامان بزرگ این چه کتابیه ؟؟/
 
شوخی با ادم فضاییها
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ارامیس
مطالب اخیر
نظرسنجی
وبلا گ چی طوره ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 24 آذر 1390 :: نویسنده : ارامیس


بچه : مامان بزرگ این چه کتابیه تو چند ماهه داری میخونی و تموم نمیشه

مامان بزرگ : این قرآنه عزیزم ، تموم شده من هی دوباره میخونمش

بچه : کی امتحانشو دارین؟

مامان بزرگ : با لبخند ، چند سال دیگه عزیزم

بچه : فهمیدنش خیلی سخته؟

... مامان بزرگ : نه

بچه : پس چرا اینقدر هی دوباره میخونیش؟

مامان بزرگ : آخه من قصه هاشو خیلی دوست دارم

بچه : مامان بزرگ مگه قصه ها رو از شما امتحان میگیرن؟

مامان بزرگ : نه عزیزم

این کتاب خداست و من باهاش دعا میکنم

بچه : مامان بزرگ تو با کتاب قصه دعا میکنی؟

مامان بزرگ : عزیزم این قصه های کتاب خداست

بچه : مامان بزرگ کتاب خدا یعنی چی؟

مامان بزرگ : یعنی کتابی که خدا حرف هاشو به پیغمبرخودش میگه که به ما بگه
بچه : چرا خدا خودش به ما نمیگه؟
مامان بزرگ : خدا که حرف نمیزنه عزیزم
بچه : پس چیجوری با پیغمبر خودش حرف میزنه ؟
مامان بزرگ : با اونم حرف نمیزنه بهش وحی میفرسته
بچه : وحی چیه مامان بزرگ؟
مامان بزرگ : دستورهای خداست که با یک فرشته ای به پیغمبرش میگه

بچه : فرشته مگه حرف میزنه؟

مامان بزرگ : آره اما فقط با

پیغمبر خدا


بچه : منم میتونم پیغمبر بشم؟

مامان بزرگ : نه

بچه : چرا؟

مامان بزرگ : آخه خدا پیغمبر ها رو از اول خودش انتخاب میکنه

بچه : اونا مگه با ما فرق دارن؟

مامان بزرگ : نه عزیزم

بچه : اگه فرق ندارن پس چرا خدا منو انتخاب نمیکنه؟

مامان بزرگ : آخه دیگه خدا پیغمبر انتخاب نمیکنه ، همه حرفاشو گفته

بچه : آها پس دیگه خدا قصه بهتری بلد نیست بگه

مامان بزرگ : با لبخند ، نه عزیزم این بهترین قصه هاش بوده دیگه

بچه : مامان بزرگ میشه من کتاب رو ببینم

مامان بزرگ : آره عزیزم اما تو دستهات کثیفه و گناه داره ، خودم نشونت میدم

بچه : مامان بزرگ

اینکه داستانهاش عکس نداره

مامان بزرگ : با لبخند ، نه نداره عزیزم

بچه : مامان بزرگ این چرا اینجوری نوشته

مامان بزرگ : این به زبون عربی نوشته عزیزم

بچه : مامان بزرگ مگه تو عربی بلدی؟

مامان بزرگ بعد از چند ثانیه سکوت : نه عزیزم

بچه : آها پس تازه فهمیدم چرا اینقدر میخونیش


مامان بزرگ : سکوت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 16 مرداد 1396 05:43 ق.ظ
Hurrah, that's what I was exploring for, what a information! present
here at this webpage, thanks admin of this site.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:48 ق.ظ
I have been browsing online more than three hours today, yet I never found any interesting article
like yours. It is pretty worth enough for me. Personally, if all
site owners and bloggers made good content as you did, the internet will be much more useful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر